کوچینگ چی هست و چی نیست؟ | فرایش لایو

زمان حدودی مطالعه: 8 دقیقه

لایو اختصاصی سید محمد امین قاسمی زاده(کوچ و مدرس توسعه فردی و سازمانی) و آی سان بنی هاشمی(کوچ نقاط قوت | مدرس مهارت های کوچینگ با تاییدیه PCC) با موضوع، کوچینگ چی هست و چی نیست؟

فلسفه شکل گیری مفهوم کوچینگ اینگونه بوده است که در زمان های قدیم، کوچ به کالسکه ای که حالت اختصاصی داشته و در مقابل پرداخت بهاء افراد را از نقطه حال به نقطه مطلوب دیگر می برد، گفته می شد و این فرآیند از این دیدگاه شکل گرفت. تیموتی گالوی و توماس لئونارد از افرادی بودند که در شکل گیری حرفه ی کوچینگ نقش بسزایی داشته اند.

در سال ۱۹۸۰ آقای توماس لئونارد اقدام به تاسیس فدراسیون بین المللی کوچینگ ICF ، به عنوان یک موسسه غیرانتفاعی کرد و خاطر نشان کرد که بزرگترین هدف این موسسه، رسیدن به اصول، قواعد، جایگاه و استاندارد می باشد که برای هر کوچ نیاز است.

 

اما بیایید به این سوال جواب دهیم که کوچینگ چی هست و چی نیست و اصلا کوچینگ چه کاری برای ما انجام می دهد؟

در این مقاله در دو قسمت به این سوال پاسخ خواهیم داد:

  • کوچینگ از نگاه کوچ
  • کوچینگ از نگاه مراجع

کوچینگ همان کالسکه ای است که مراجع را سوار می کند و از نقطه ای که در حال حاضر هستند به نقطه مطلوبی که دوست دارند، می برد و کوچ فقط در این مسیر شما را همراهی می کند.

 

چرا خیلی از افراد در جلسات کوچینگ، مشاوره یا آموزش می دهند؟ و به گونه ای عمل می کنند که بیشتر جنبه مشاوره دارد تا کوچینگ؟

تعریف کوچینگی حرفه ای ICF: مفهوم واژه شراکت را در نظر داشته باشید. فرآیند بین کوچ و مراجع یک شراکت است که همین واژه به تنهایی دارای مفاهیمی عمیقی است. مفهومی که در آن یک تساوی (برابری) برای طرفین برقرار است. تساوی که در نهایت به برنده بودن هر دو طرف منجر می شود. در طی این فرآیند کوچ باعث می شود که مراجع از خلاقیت و حداکثر پتانسیل خودشان استفاده کنند.

بنابراین اگر بخواهیم کوچینگ را مسیر و فرآیندی فرض کنیم که در این فرآیند کوچ و مراجع سرنشین های این کالسکه باشند، وجه تمایز این دو شخص فقط در این است که کوچ نقش همراه و هدایتگری را ایفا می کند و مراجع با توجه به مهارت های شخصی، توانایی ها و پتانسیلی که دارند، کالسکه را به مقصد می رساند. مقصد هر یک از مراجع هدفی است که بخاطر آن تصمیم به داشتن کوچ گرفته اند.

 

کوچینگ از نگاه کوچ:

یک کوچ در فرآیند کوچینگ به دنبال این است که با ایجاد یک فضا و ارتباط بر پایه اطمینان به آن فرد یا سازمان کمک کند که به چیزی برسند که می خواهند‌. بنابراین یکی از مهارت های مهم هر کوچ در نگاه اول می تواند همین برقراری ارتباط، فضا و بستری مطمئن برای مراجع باشد.

اینگونه بگوییم که دو مورد از ابزارهای پنهان هر کوچ، یکی چراغ قوه و دیگری آینه است. کوچ گاهی اوقات با وجود این که مراجع می دانند باید کدام مسیر را برای رسیدن به هدف انتخاب کنند ولی به دلیل روشن و شفاف نبودن این مسیر نمی توانند تصمیم خود را اتخاذ کنند، در اینجاست که کوچ ها با ابزار پنهان خود که چراغ قوه است سعی می کنند با طرح سوالات تامل برانگیز، دیدگاه و ذهنیت شفافی در مراجع برای انتخاب مسیر درست در اختیار آن ها بگذارند.

گاهی اوقات شاید مراجع ندانند که در حال حاضر کدام مسیر را باید انتخاب کنند اما در درون خود قطعا این جواب نهفته است ولی این جواب اصلا در نقطه دسترسی ذهنی مراجع نیست و به آن توجهی ندارد. بنابراین کوچ ها در این جا با گذاشتن آینه ای جلوی مراجع سعی در نشان دادن این راه حل برای حل مشکلات شان دارند.

اما نکته ای که در فرآیند کوچینگ اهمیت دارد استاندارد هایی هستند که برای این فرآیند در نظر گرفته شده اند و در صورت رعایت نکردن این اصول عملا ابزارهای پنهان نمی توانند به خوبی عمل کند. بنابراین کوچ ها از اموری مانند قضاوت کردن، مشاوره دادن در جلسات کوچینگ استفاده نمی کنند چرا که این کار باعث می شود ابزارهایی که کوچ ها در اختیار دارند به خوبی عمل نکرده و نه آینه دارای شفافیت ۱۰۰ درصدی باشد و نه چراغ قوه آن روشنایی اولیه را خواهد داشت. بنابراین چیزی که باعث شفافیت هر چه تمام تر ارتباط بین کوچ و مراجع می شود در واقع اصول اخلاقی ICF برای کوچ ها است.

 

کوچینگ از نگاه مراجع:

مراجع در پی رسیدن به هدف و در اصل آن نقطه مطلوب هستند. این فرضیه را به یاد داشته باشید که انسان هایی که به کوچینگ نیاز دارند احتمالا از قبل به چیزی که می خواهند فکر کرده اند و اقدامی انجام داده اند و در نتیجه این اقدام یا به آن هدف نرسیدن یا در مسیر رسیدن به آن هدف حرکت کندی دارند، به همین دلیل مراجع می خواهند که کوچ همراه آن ها باشد تا به نقطه مطلوب برسند.

کوچینگ مشخصا آموزش نیست و قرار نیست انتخاب و تصمیم نهایی مراجع برای رسیدن به نقطه ی مطلوب، رای و نظر کوچ باشد. کوچ به این آگاه است که مراجع این توانایی و مهارت را دارند و فقط در پی ایجاد شفافیت برای اقدامی قاطعانه و آگاهانه است.

معقوله مشاوره خیلی متفاوت تر از کوچینگ است چرا که در مشاوره فرد به دنبال مشورت برای گرفتن یک راه حل است و نکات استفاده شده از دانش مشاور برای پیدا کردن راه حل سرچشمه می گیرد.

مراجعی که به یک کوچ نیاز دارند غالبا افرادی توانمند هستند و در نتیجه این ارتباط فقط به دنبال شفافیت و روشن شدن مطالب هستند.

این چیزی است که در مشاوره و درمانگری نمی توان اطمینان داشت که مراجع قطعا دارای توانمندی هستند و بلکه بیشتر به دنبال یادگیری و درمان هستند تا توانمند سازی خود، بنابراین مجددا به این می رسیم که افراد آمده اند تا از دانش آن مشاور یا درمانگر استفاده کنند.

کوچ ها همیشه این باور را دارند که مراجع شان این توانمندی را دارند و فقط خودشان را باور ندارند. بنابراین کوچ ها با جعبه ابزار و صلاحیت هایی که در اختیار دارند، تلاش می کنند که در خدمت مراجع باشند و کمک خواهند کرد که به این باور برسند که افرادی با توانمندی بالا هستند و سعی می کنند به بالاترین پتانسیل خود برسند.

بنابراین نمی توانیم در جریان کوچینگ این انتظار را داشته باشیم که همه افراد این باور را دارند که توانمند هستند.

افراد در حرفه های دیگر مانند درمانگری، مشاوره، منتورینگ می توانند از کوچینگ به عنوان یک ابزار قدرتمند استفاده کنند اما لزوماً کوچینگ چیزی شبیه به دیگر مفاهیم مانند مشاوره و درمانگری نخواهد بود.

باید به این توجه داشته باشید که در مقابل، کوچ ها نمی توانند از ابزار مشاوره، درمانگری و منتورینگ استفاده کنند و باید یک کوچ تمرکزش را روی حال و آینده مراجع باشد. یعنی جایی که فرد سوار بر کالسکه می شود و جای مطلوبی که فرد می خواهد به آن برسد. چیزی که در مشاوره و درمانگری شاید اتفاق نیفتد و حتی شاید تمرکز یک مشاور بیشتر به گذشته افراد باشد تا آینده.

به همین دلیل در جوامع بین المللی شاهد این هستیم که کوچینگ ۹۰ درصد اثر بخش تر و کاربردی تر از بقیه حرفه ها است. این اثر بخشی به این خاطر است که شما دارید به گونه ای به آدم ها نگاه می کنید که آنها توانمند هستند و خودشان را باور می کنند و جواب سوال ها را از درون خودشان پیدا می کنند و این به طبع خیلی اثر قدرتمند تری دارد نسبت به وقتی که دیگران سبب پاسخگویی به سوالات شان می باشند.

 

چگونه باید تشخیص دهیم که به کوچ نیاز داریم یا مشاوری؟ کوچینگ مناسب چه کسانی است؟

کوچینگ برای افرادی که دوست دارند روی خودشان سرمایه گذاری کنند، مفید است و فارغ از هر سن و سال، جایگاه اجتماعی و اینکه چه تحصیلاتی دارند، می توانند از مزیت های کوچینگ استفاده کنند و خود را آماده ایجاد تغییر کنند و بهای این تغییر هر چه هست پرداخت کنند و متعهد شوند که در فرآیند کوچینگ با تمام انرژی و توان خود اقدام خواهند کرد.

نکته قابل توجهی که در فرآیند کوچینگ باید به آن توجه کنید این است که ما در طول زندگی خود چیزهای می خواهیم و دوست داریم به اهدافی که داریم، برسیم اما این خواستن به تنهایی کافی نیست و باید مراجع آماده دریافت و پذیرش این واقعیت باشند که در کنار کوچ قرار است با توانمندی هرچه بیشتر به سمت رسیدن به هدف گام بردارند.

شما وقتی به دنبال خرید یک وسیله برای منزل خودتون هستید تمام معیارها، ویژگی و چهارچوب های که فکر می کنید نیاز است را بررسی می کنید تا به یک خرید موفق منجر شود. برای انتخاب کوچ نیز شما نیاز دارید که متناسب با هدف، معیار و چهارچوب های خودتان دست به انتخاب یک کوچ بزنید.

 

حالا چطور یک کوچ پیدا کنیم و از کجا متوجه شویم که کوچی که انتخاب کردیم واقعا دارد کوچینگ را پیاده سازی می کند نه چیز دیگری؟ (شاخصه های کوچینگ)

در وهله اول باید به مدرک شخص کوچ توجه کنید. با اینکه ارزش مدارک در حال حاضر کم رنگ تر شده اما هنوز هم برای یک کوچ داشتن مدرک الزامی است چرا که، در پشت این مدرک قطعا تجربه هایی وجود دارد که ما را به این چهارچوب ها نزدیک تر می کند و این واقعیت وجود دارد که همیشه یک ارزیابی برای کوچ ها وجود دارد که متناسب با آن، سطح اعتبار مدارک صادر شده تعیین می گردد. بنابراین به دنبال صلاحیت باشید. ICF بزرگترین مرجع کوچ ها می باشد که حدود  ۲۵ سال فعالیت دارد و در حال حاضر نزدیک به ۴۰,۰۰۰ عضو دارد که حدود ۳۰,۰۰۰ نفر آن تاییدیه ICF  را دارند.

 

و اما برویم سراغ ابزارهای یک کوچ !

طبق تعریف فدراسیون بین المللی کوچینگ، یک سری صلاحیت برای کوچ ها داریم. این صلاحیت ها در چهار بخش اساسی تعریف شده اند(یازده صلاحیت در چهار بخش)، در بررسی های جدید که انجام شده این یازده صلاحیت به هشت صلاحیت رسیده و کوچ از طریق این صلاحیت ها یک سری مهارت ها به دست خواهد آورد که در واقع ابزارهای کوچ به حساب می آیند. در طول زمان این مهارت ها و دانش باعث می شود که ابزارهای کوچ روز به روز موثرتر عمل کند.

برای برقراری یک ارتباط موثر شاید یکی از مهارت کلیدی کوچ، گوش شنوا باشد.

گوش شنوا برای یک کوچ در واقع تصمیم آگاهانه او برای شنیدن ناگفته های مراجع است در حالی که شاید خیلی از شما از کنار این مهارت به سادگی عبور می کنید.

 

تفاوت منتورینگ و کوچینگ در چیست؟

منتورها در زمینه های مشخصی تجربه دارند‌ و لزوما شاید دانش نداشته باشند بنابراین منتورینگ تجربه محور است.

بنابراین ما می توانیم از این تجربه استفاده کنیم یا نکنیم.

تفاوت منتورینگ و کوچینگ در این است که قرار نیست کوچ ها از تجربه خودشان بگویند و فقط در تلاش هستند با بالا بردن توانمندی های شخص، آن را به نقطه مطلوبی در نظر دارد، برسانند. آنها در تلاش برای کشف این توانمندی هستند و این کشف کردن خیلی موثرتر است.

 

تفاوت گوش دادن با گوش دادن فعال در چیست ؟

صلاحیت گوش دادن فعال زمانی اتفاق می افتد که این تمایل به وجود بیاید که به صورت عمیق بخواهیم به کلام، مفهوم و ارزش های نهفته در سخنان مراجع توجه کنیم و آگاهانه تمایل داشته باشیم که آن ها را درک کنیم در حالی که گوش دادن معمولی از همچین صلاحیتی برخوردار نیست و فقط یک شنیدن معمولی است که توجهی به کلمات نداریم.

 

در این مقاله سعی کردیم از گفته ها، ناگفته های و از تفاوت های کوچینگ با دیگر فرآیندها برای تان صحبت کنیم تا زمینه را برای شناخت هر چه بهتر کوچ و فرآیند کوچینگ فراهم کنیم.

پیشنهاد می کنیم کتاب عادت مربی گری که به نویسندگی مایکل بونگی استانیر نوشته شده است را تهیه کرده و دانش کوچینگی خود را افزایش دهید.

خرید کتاب عادت مربیگری

برای خرید کتاب مربی گری می توانید از طریق لینک زیر اقدام کنید؛

خرید کتاب

جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
لینک کوتاه: https://bit.ly/30ActRn
برچسب‌ها: #coaching #بیزینس کوچینگ #خانه فرایش #فرایش #کوچینگ #کوچینگ چیست؟ #مربیگری #مشاوره #منتور چیست؟
نویسنده: پیمان زنگنه(مسئول پشتیبانی سایت)
درج نظر یا پرسش