تحلیل سخنرانی رضا سیاح در تدکس تهران ۲۰۱۷

در این مقاله قصد داریم یکی از سخنرانی های تدکس تهران با موضوع “فرق بین خبر واقعی و غیر واقعی” که در سال ۲۰۱۷ برگزار شد را تحلیل نماییم.


رضا سیاح (سخنران) کیست؟

رضا سیاح، فیلم ساز و خبرنگار ایرانی که سال‌ها در آمریکا زندگی کرده و بیش از بیست سال در خبرگزاری‌های معتبر بین المللی از جمله CNN ،France 24 و الجزیره به عنوان گزارشگر فعالیت داشته است.

سال ۲۰۰۸ در اولین همکاری خود با خبرگزاری CNN برای بازگشایی دفتر اسلام آباد، عازم پاکستان شد. و همانطور که در فیلم سخنرانی هم خواهید دید، آن ایام پاکستان از لحاظ امنیت بسیار نابسامان و آشفته بود. از یک طرف نخست وزیر آن کشور یعنی بی‌نظیر بوتو به تازگی ترور شده بود و از سوی دیگر به گزارش خبرگزاری‌ها، گروهک تروریستی القاعده و نیز اسامه بن لادن رهبر طالبان از افغانستان فرار کرده بودند و وارد پاکستان شده بودند. اما با تمام این شرایط سیاح به مدت پنج سال در پاکستان به تهیه گزارش و فعالیت خبری پرداخت.

بالاخره سیاح در سال ۲۰۱۵ به ایران بازگشت و به عنوان هم‌بنیانگذار، شرکت راوی فیلم را تاسیس نمود و از همین طریق به صورت حرفه‌ای و تخصصی به تولید فیلم‌های مستند، گزارش‌های خبری و روایت‌های ویدئویی پرداخت.

رضا سیاح در این سخنرانی به تاثیر رسانه‌های خبری بر روی زندگی و طرز فکر ما می‌پردازد و به اهمیت تفکر انتقادی در بررسی و دریافت اخبار و اطلاعات در عصر حاضر اشاره می‌کند. بدون شک ماحصل تجربیات چندین و چند ساله رضا سیاح جذاب و دیدنی خواهد بود.


بررسی محتوایی

اگر بخواهیم در یک نگاه اجمالی محتوا را بررسی نماییم باید بگوییم تسلط سخنران بر محتوا و مطالبی که بیان می‌کند تحسین برانگیز است چرا که بدون هر گونه تپق و این شاخه و آن شاخه شدن سخنرانی خود را ارائه می‌کند.

ضمن اینکه با آگاهی از ویژگی های ذهنی مخاطب، از جملات کوتاه و مستقل به خوبی و به جا بهره می‌برد. این ویژگی باعث می‌شود مخاطب در پردازش اطلاعات دچار سردرگمی و مشقت نگردد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی، شروع آن می‌باشد. یک شروع قدرتمند و طوفانی می‌تواند یک سخنرانی موفق و تاثیرگذار را رقم بزند. روش های مختلفی برای شروع سخنرانی وجود دارد از جمله:

اما یکی از بهترین روش‌های شروع جذاب، بیان داستان یا خاطره شخصی است. برای بیان داستان می‌بایست نکاتی را رعایت کنیم از جمله:

  • داستان باید جذاب و مرتبط با موضوع سخنرانی باشد.
  • می‌بایست تصویر سازی و صحنه پردازی داستان برای مخاطب به خوبی صورت گیرد.
  •  علاوه بر معرفی شخصیت‌های داستان باید آن‌ها را از حیث ظاهری و خلق و خو نیز توصیف نماییم.
  • لازم است گفتگوها و کشمکش‌هایی که بین اشخاص صورت می‌گیرد را به کمک لحن و حس مناسب بیان کنیم.

در این سخنرانی، رضا سیاح در همان ابتدای کار با یک داستان از زندگی شخصی خودش شروع می‌کند.

همان طور که گفته شد داستان باید با لحن مناسب بیان شود. در ثانیه ۴۸ تا دقیقه ۱:۰۵ رضا سیاح وقتی می‌خواهد خبر استخدام شدن خود را به مادرش بگوید از همان لحن و حس آن روز استفاده می‌کند جایی که می‌گوید: ” گفتم مادر CNN منو استخدام کرد، گفت باریکلا پسرم چقدر واست خوشحالم…”

رضا سیاح به جای اینکه بخواهد زمان طلایی شروع سخنرانی خود را با یک معرفی طولانی و ارائه رزومه از بین ببرد، به صورت کاملا استادانه با یک داستان شروع می‌کند و البته به کمک پیام های مخفی (Hidden Comment) رزومه خود را نیز در دل داستان بیان می‌کند از جمله اینکه مدتی را در خبرگزاری بسیار معروف CNN مشغول به فعالیت بوده است.

یکی دیگر از روش‌های شروع سخنرانی استفاده از طنز است. اینکه ما به هر طریقی بتوانیم لبخندی بر لبان مخاطبان بنشانیم نیاز به تخصص و تبحر خاصی دارد که آقای سیاح در این سخنرانی به خوبی از پس آن بر آمدند. در ثانیه ۵۸ می بینیم که چنان با آب و تاب گفتگوی خودش و مادرش را تعریف می‌کند  که در نتیجه موفق به گرفتن خنده مخاطبان می‌شود.

ثانیه‌هایی بعد یعنی در زمان ۱:۴۶ با فضاسازی و ترسیم موقعیت آن زمان پاکستان و نشان دادن وخامت اوضاع، باز هم موفق می‌شود حضار را بخنداند تا حدی که مورد تشویق قرار می‌گیرد. و البته باز هم با مزه پرانی و گفتن جمله ” مادر من دست نزد” این رویه را ادامه می‌دهد.

یکی دیگر از روش‌های برقراری ارتباط با مخاطب و ایجاد جذابیت در سخنرانی، سوال پرسیدن است.

برای چنین جمعیتی بهترین نوع سوال، سوالات بسته پاسخ مثل بله و خیر و یا سوالاتی است که در آن از مخاطب می‌خواهیم دستش را به معنی موافق یا مخالف بودن بالا ببرد.

در دقیقه ۲:۱۲ این سوال مطرح می‌شود که ” کدوم یکی از شما همین تصویر را از پاکستان داشتید یا همین الان دارید”.

از دقیقه ۲:۱۹ زمان نتیجه‌گیری از داستان فرا می‌رسد. رضا سیاح با سیاست خاصی ابتدا نگرش خود و مادرش را درباره پاکستان بیان می‌کند و سپس از حضار سوال می‌پرسد و نتیجه این داستان و آن سوال را اینگونه بیان می‌کند: “با وجود نگرانی مادرم من رفتم پاکستان و نهایتا ۵ سال اونجا زندگی کردم و در طول یه مدت خیلی کوتاه دیدم این پاکستانی که خودم داشتم تجربه می‌کردم خیلی متفاوت بود با اون پاکستانی که من در تلویزیون می‌دیدم، تو اخبار می‌دیدم. دیدم پاکستان یه کشور فوق العاده زیباییه، مردمون فوق العاده مهربون و دیدم که کشور نسبتا امنیه به نظر من…”

سیاح در تایید ادعای خودش مبنی بر اینکه پاکستان کشوری نسبتا امن است باز هم داستان های کوتاهی بیان می کند از جمله: “می‌دونید بزرگترین درگیریم اونجا چی بود، رد کردن دعوت شامشون، می‌رفتیم اونجا مصاحبه می‌کردیم، فیلمبرداری می‌کردیم، میگفتن باید شام بمونید و ما می‌گفتیم نه بابا باید بریم باید برگردیم…”

همین داستان‌ها به شدت موجب جذاب شدن سخنرانی می‌شود و از یکنواخت شدن آن جلوگیری می‌کند.

سخنران در دقیقه ۳:۳۸ پس از بیان تجربیات و پایان یافتن داستان یک نتیجه کلی را در قالب دو درس مهم بیان می کند و می گوید: “درس اول این است که خبرگزاری ها خیلی قدرت دارند و رو شناخت ما به دنیا خیلی اثر میذارن. درس دوم این بود که اغلب این خبرگزاری همه واقعیت را به ما نمیگن بنابر این اون خبری که ما میبینیم و مصرف می کنیم اغلب زیاد فایده ای برای ما نداره…”

رضا سیاح در واقع با این کار پیام اصلی داستان را بصورت واضح و مشخص بیان نمود. حال زمان آن رسیده ادامه سخنرانی را با این پیش فرض ها ارائه دهد.

خود افشا گری یا بیان گوشه هایی از زندگی شخصی می تواند برای مخاطب جذاب باشد از همین رو در دقیقه ۵:۰۵ می بینیم که رضا سیاح از اینکه مادرش در خارج زندگی می کند و اهل تماشای تلویزیون و اخبار هست سخن می گوید. این امر باعث می شود مخاطب با ما به عنوان سخنران ارتباط بهتری برقرار کند.

یکی دیگر از چاشنی های سخنرانی که موجب ایجاد جذابیت در سخنرانی می شود، بیان یک آمار یا واقعیت حیرت انگیز است. در دقیقه ۵:۳۵ از یک پژوهش که توسط پروفسور جرج گربنر(George Gerbner) صورت گرفته حرف به میان می آید و آماری که بیان می کند هر چه ما تلویزیون و اخبار نگاه کنیم، دنیا به نظر ما خطرناک تر به نظر می رسد.

البته این واقعیت یا آمار چندان قدرتمند و حیرت انگیز نیست ولی با این وجود بیان آن می تواند در روند یکنواخت سخنرانی تغییر ایجاد کند و از طرفی تاییدی باشد برای سخنانی که تا کنون گفته شده است.

از دقیقه ۶ ام مطلب را درقالب پاسخ به این سوال که “چرا دنیا خطرناک به نظر می آید؟” پی می گیرد و شروع می کند به بیان دلایل و وقایعی که برای مخاطب بسیار محسوس و آشناست، مثل جنگ، نفرت، خوردن آدم ها توسط کوسه ها، سقوط هواپیما و تروریسم.

و در ادامه باز هم اشاره به واقعه ای معروف مثل حادثه ۱۱ سپتامبر که این حادثه و حوادث مشابه آن بود که باعث شد خبرگزاری ها بر روی سوژه تروریسم تمرکز کنند و همین امر موجب شد واژه تروریسم عاملی برای ترس و احساس خطر دائمی شود. بیان این مثال ها باعث می شود مخاطب بهتر موضوع را درک کند و راحت تر با مطالب ارتباط برقرار کند.

همانطور که گفته شد، سوال یکی از چاشنی های قدرتمند در میانه سخنرانی است. که سیاح بارها و بارها از آن استفاده می کند.

به عنوان مثال در دقیقه ۶:۴۵ این سوال را می پرسد که “بزرگترین تروریست امروز کی هست؟ … داعش”

ثانیه هایی بعد(۷:۰۸) دوباره به پژوهش پروفسور جرج گربنر اشاره می کند و می گوید هرچه بیشتر یک ادعا تکرار می شود، بیشتر مردم راحت تر آن را قبول می کنند و سخت تر میشه اون باور رو گذاشت زیر سوال…”

تکنیک جذاب دیگری که به کار می برد قول یا وعده ای جالب است. او در دقیقه ۷:۲۴ این وعده را می دهد که ما امروز این ادعا (اینکه داعش بزرگ ترین تروریست و دشمنی خطرناک است) را می خواهیم زیر سوال ببریم.

بعد هم با یک سوال جالب سخنرانی خود را ادامه می دهد و می پرسد: “کی میدونه داعش چند نفرند؟”

پاسخ را با یک آمار جالب بیان می کند و می گوید:” به گفته خودشون در اوج قدرتشون ۳۰ هزار جنگجو داشتند”

بازهم برای یک مقایسه ای جذاب، در دقیقه ۷:۵۴ سوالی ساده تر را مطرح می کند: ” کی میدونه در استادیوم آزادی چند نفر جا میشن؟” … ۱۰۰هزار نفر

سپس به زیبایی از مقایسه مرجع استفاده می کند و می گوید: “اگه ما باور کنیم که داعش ۳۰ هزار نفر جنگجو داره، این یعنی حتی یک سوم استادیوم آزادی رو هم نمیتونن پر کنن. با این حال خبرگزاری ها ۳ سال دارن میگن داعش میاد، برای این منطقه خطرناکه، برای دنیا خطرناکه…در حالی که نمیتونه حتی یک سوم استادیوم آزادی رو پر کنه”

سریال سوال ها ادامه دارد و این بار در ادامه سوالات قبل، مطرح می کند که “می دونید داعش چند تا آمریکایی غیر نظامی را کشتند؟ … ۴ تا”

این سوال ها و پاسخ های آن ها به تفهیم بحث و انتقال مطلب به حضار کمک شایانی می کند. زیرا سوال به ذهن مخاطب قلاب می شود و باعث می گردد برای یافتن پاسخ آن با جان و دل به صحبت های ما گوش دهند.

در دقیقه ۹:۴۰ دوباره از آمارهایی خیره کننده استفاده می شود که بصورت سوالی بیان می گردد. ازجمله موارد زیر:

“چی باعث شد پارسال در آمریکا، ۳۰ هزار آمریکایی جونشون رو از دست بدهند؟ همون چیز باعث شد در ایران ۲۰ هزار ایرانی جونشون رو از دست بدهند!!! …حوادث ترافیکی”

” چی باعث شد پارسال در آمریکا، ۶۰۰ هزار آمریکایی جونشون رو از دست بدهند؟ همون چیز باعث شد در ایران ۱۰۰ هزار ایرانی جونشون رو ازدست بدهند!!! …مرض قلبی”

پس از این سوالات و آمارهای حیرت انگیز، سوالی متفکرانه و عمیق مطرح می گردد:

“حالا اگر از یک دید دیگه ای نگاه کنیم، چی برای ما خطرناک تره؟ داعش یا رانندگی؟ داعش یا بد غذا خوردن؟… آلودگی هوا؟…”

در دقیقه ۱۱:۰۸ این سوال را بیان می کند: “چرا این بحث تو خبرگزاری ها مطرح نمی شود؟”

“این شاید بزرگ ترین درسیه که من آموختم” این جمله و جملاتی از این دست، توجه مخاطب را به شدت جلب می کند زیرا باعث تحریک کنجکاوی مخاطب می شود. و ممکن است حضار از خود بپرسند یعنی چه چیزی میتواند بزرگ ترین درس این خبرنگار باشد!؟

پس از این جمله و مکثی کوتاه می گوید: “خیلی از خبرگزاری ها قصدشون اطلاع رسانی و آگاه کردن شما نیست، یه چیز دیگه هست… قصدشون و الویتشون درآمد و منفعته، هر چی بیننده بیشتر، درآمد بیشتر… با گرفتن تبلیغات…”

در ادامه سخنرانی باز هم سوالاتی مطرح می شود و دلایلی هم برای آن ها بیان می گردد تا دقیقه ۱۴:۴۰ که نتیجه گیری و جمع بندی کلی سخنرانی با این سوال آغاز می شود: “خوب راه حل چیه؟”

“راه حل اینه که همه چیز را زیر سوال ببریم و نقد کنیم و به راحتی هر خبری را نپذیریم.”

شاید بتوان گفت این جمله هسته و پیام اصلی سخنرانی را شکل می دهد.

در میان جمع بندی مباحث باز هم از آمارهای مختلف و عجیب و غریب استفاده می شود. از جمله “احتمال اینکه شما بلیت بخت آزمایی ببرید یا به شما رعد و برق اصابت کند از اینکه داعش به سراغ شما بیاید بیشتر است.”

در پایان نیز با احساس امیدواری و حسی مثبت سخنرانی را به پایان می رساند.


بررسی بیان و لحن

یکی از نقاط قوت این سخنرانی را می توان استفاده از لحن های مختلف و حس های متناسب بیان کرد که البته در ابتدای سخنرانی و تقریبا تا اواسط آن به خوبی به کار گرفته شد ولی رفته رفته با نزدیک شدن به پایان سخنرانی استفاده از آن ها کمتر به نظر می رسد.

به عنوان نمونه میتوانید دقیقه های ۰۰:۴۸ تا ۱:۰۴ و همینطور ۵:۲۸ تا ۵:۳۵ مشاهده نمایید.

مورد دیگری که در این سخنرانی مشاهده می شود، بالا و پایین آوردن تن صدا و یا به عبارتی اوج و حضیض است. رضا سیاح به خوبی این مورد را رعایت می کند و همینطور که در فیلم سخنرانی نیز مشاهده خواهید کرد، به تناسب مطلبی که بیان می گردد تن صدا نیز تغییر می کند. به عنوان مثال به موارد زیر مراجعه نمایید.

در دقیقه ۱:۰۷ وقتی که می گوید “یهویی شادی مادرم خوابید”، تن صدایش را نیز پایین می آورد.

در دقیقه ۱۲:۵۲ نیز می بینیم پس از اینکه کمی با تن صدای پایین صحبت می کند با یک مکث کوتاه، تن صدا را تغییر می دهد و چند پرده بلندتر سخن می گوید.

در دقیقه ۱۲:۱۸ پس از اینکه با تن صدای پایین می گوید “چی بیشتر حس اختلاف میده؟ چی بیشتر حس ترس میده؟ چی بیشتر بیننده جمع می کند؟” به ناگهان تن صدای خود را تغییر می دهد و با صدایی چند پرده بالاتر می گوید: “و توجه کنید به نتیجه ناخواسته که اغلب اتفاق میفته”

نکته حائز اهمیت دیگر، مکث و تاکیدهایی است که به بیان و لحن این سخنرانی زیبایی خاصی بخشیده است. این مکث ها غالبا قبل و بعد از نکات مهم بکار گرفته شده اند که باید از این بابت به او تبریک گفت چرا که یکی از بهترین مکان ها برای استفاده مکث و تاکید قبل و بعد از نکات و پیام های مهم است.

سرعت کلام نیز یکی دیگر از نقاط قوت این سخنران بود. سرعت کلام شما نباید یکنواخت باشد و به تناسب می بایست تغییر کند. کاری که رضا سیاح به خوبی از پس آن بر آمد. در بخش هایی سرعت کلام زیاد میشد و بلافاصله مکثی به جا پایان دهنده این ریتم از صحبت کردن می شود. سرعت مناسب در کنار مکث و تاکید به زیبایی بیان کمک شایانی می کند.

یکی از مهم ترین نکات در بیان این است که دهان شما باید به خوبی باز و بسته شود تا از این طریق واژه ها به درستی ادا شوند و به بیان دیگر حروف جویده نشوند. اگر به سخنرانی آقای سیاح دقت کنید خواهید دید که دهان ایشان به خوبی باز و بسته می شود و اغلب کلمات به درستی ادا می شوند مگر واژه هایی که بابت لهجه ایشان کمی تغییر کرده اند.

یکی از نقاط ضعف در بیان سخنران، آب دهان قورت دادن های مکرر اوست. در بخش های مختلف این سخنرانی می بینیم که صدایی اضافی شبیه آب دهان قورت دادن به گوش می رسد که این اتفاق خوبی نیست و حتی ممکن است حواس مخاطب را نیز پرت کند.

اگر دقت کنید این صدا را در دقیقه های ۱:۱۰، ۲:۳۸، ۴:۴۱، ۱۳:۰۳ و … خواهید شنید و حتی در بخش هایی خواهید دید.

تا جایی که می توانید از تولید صداهای اضافی از قبیل آب دهان قورت دادن، تنفس سینه ای، صاف کردن گلو و … پرهیز کنید.


بررسی زبان بدن

پیام های غیر کلامی در کنار پیام هایی کلامی نقش مهمی را ایفا می کنند لذا باید به نحوه بکار گیری آن ها نیز توجه نماییم. از آن جایی که زبان بدن نیز بخشی از پیام های کلامی است، قصد داریم زبان بدن این سخنران را نیز به صورت تفکیک شده تحلیل نماییم.

ارتباط چشمی:

در اکثر بخش های سخنرانی ارتباط چشمی به خوبی صورت می گیرد و تقریبا تمام سالن را تحت پوشش قرار می دهد. البته به ندرت در قسمت هایی از این سخنرانی می بینیم که به جای نگاه به حضار، به زمین نگاه می کند.

حرکت دست‌ها:

حرکت دست ها به نحوی استادانه بکار گرفته می شوند که گویی تک تک کلمات را با دست ترسیم می کند. به عنوان مثال در دقیقه ۱:۰۹ وقتی می گوید “مادرم خوابید” دست ها به سمت پایین حرکت می کنند و حالت خوابیدن را نشان می دهند.

در دقیقه ۱۱:۳۹ وقتی می گوید: “وقتی که داشتم گزارشم را میگرفتم” با دست میکروفنی فرضی را نشان می دهد.

فقط یک نکته منفی میتوان در حرکت دست ها یافت که آن هم لمس اعضای صورت از جمله بینی است که در میان سخنرانی بارها اتفاق می افتد.

نکته مهمی که نیاز است اینجا بیان کنم این است که در سخنرانی به هیچ وقت با اعضای بدن خود مثل بینی، گوش ها و موها بازی نکنید. این قانون برای لباس شما نیز صدق می کند. به عنوان مثال با یقه پیراهن یا پایین کت خود بازی نکنید.

نحوه راه رفتن:

یکی دیگر از نقاط ضعف این سخنرانی، نحوه ایستادن و نوع راه رفتن اوست. اگر دقت کنید در مواقع زیادی حرکت به صورت عقب و جلو رفتن صورت می گیرد و به بیان دیگر در حین سخنرانی زیاد پا به پا می شود. این حرکات موجب کاهش تمرکز مخاطب و خسته شدن چشم  او می شود. در حین سخنرانی می بایست محکم و استوار بایستیم و برای راه رفتن نیز باید به آرامی و هدفمند قدم برداریم. تا جایی که ممکن است به عقب حرکت نکنید و فقط به طرفین خود جا به جا شوید طوری که مخاطب را کلافه نکنید.

اما همین که از محدوده اختصاص یافته برای راه رفتن یعنی دایره قرمز رنگ خارج نشد، خود نقطه قوتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.

 

 

پنج‌شنبه 15 آگوست 2019
لینک کوتاه: http://bit.ly/2H7YckN
برچسب‌ها: #تحلیل سخنرانی #تدکس #سخنرانی
نویسنده: سید محمد امین قاسمی زاده
مدیرعامل خانه فرایش فردا، کوچ(coach) فردی و سازمانی، مربی و مدرس توسعه فردی و مهارت های ارتباطی، نویسنده کتاب حرفه ای سخن بگویید، مربی و مشاور برخی از مدیران دولتی و غیر دولتی
درج نظر یا پرسش
☀️ 🌙